شعرها: آهن‌ها و احساس

مرغ دریا

خوابيد آفتاب و جهان خوابيد
از برجِ فار، مرغکِ دريا، باز
چون مادری به مرگِ پسر، ناليد.

 

گريد به زيرِ چادرِ شب، خسته
دريا به مرگِ بختِ من، آهسته.

 

 

 …

برای خون و ماتیک

گر تو شاه دخترانی، من خدای شاعرانم
مهدی حمیدی
 

 

ـ «این بازوانِ اوست
با داغ‌های بوسه‌ی بسیارها گناه‌اش
وینک خلیجِ ژرفِ نگاهش
کاندر کبودِ مردمکِ…

مرثیه

برای نوروزعلی غنچه

 

 

راه
  در سکوتِ خشم
                     به جلو خزید
و در قلبِ هر رهگذر
غنچه‌ی…

The Official Website of Ahmad Shamlou © 2017 تمام حقوق محفوظ است.