قالب وردپرس درنا توس
خانه / آثار احمد شاملو / آثار: دفترهای شعرها / شعرها: هوای تازه (صفحه 3)

شعرها: هوای تازه

خفاش شب

هرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیال
این گنگِ شب که گیج و عبوس است ــ
خود را به روشنِ سحر
نزدیک‌تر کند،

 

لیکن شنیده‌ام که شبِ تیره ــ هرچه هست ــ
آخر ز تنگه‌های…

توضیحات بیشتر »

طرح

بر سکوتی که با تنِ مرداب
بوسه خیسانده گشته دست‌آغوش
وز عمیقِ عبوس می‌گوید
راز با او، به نغمه‌یی خاموش،

 

رقصِ مهتابِ مهرگان زیباست
با دمش نیم‌سرد و سرسنگین.…

توضیحات بیشتر »

لعنت

در تمامِ شب چراغی نیست.
در تمامِ شهر
نیست یک فریاد.

 

ای خداوندانِ خوف‌انگیزِ شب‌پیمانِ ظلمت‌دوست!
تا نه من فانوسِ شیطان را بیاویزم
در رواقِ هر شکنجه‌گاهِ…

توضیحات بیشتر »

کبود

زیرِ خروش و جنبشِ ظاهر
زیرِ شتابِ روز و شبِ موج
در خلوتِ زننده‌یِ عمقِ خلیجِ دور
آن‌جا که نور و ظلمت، آرام خفته‌اند
درهم، ولی گریخته از هم،

آن‌جا که راه بسته…

توضیحات بیشتر »