قالب وردپرس درنا توس
خانه / آثار احمد شاملو / آثار: دفترهای شعرها / شعرها: ققنوس در باران (صفحه 2)

شعرها: ققنوس در باران

Postumus

۱

سنگ
برای سنگر،
آهن
برای شمشیر،
جوهر
برای عشق…

 

 

در خود به جُستجویی پیگیر
همت نهاده‌ام
در خود به کاوش‌ام
در خود
ستمگرانه
من چاه می‌کَنَم
من نقب می‌زنم
من حفر می‌کُنَم.

 

 

در آوازِ من
زنگی بیهوده هست
بیهوده‌تر از
تشنجِ احتضار:
این فریادِ بی‌پناهی‌ زندگی
از ذُروه‌ی دردناکِ ی…

توضیحات بیشتر »

پاییز

برای غلامحسین ساعدی

گویِ طلای گداخته
بر اطلسِ فیروزه‌گون

 

[سراسرِ چشم‌انداز
در رؤیایی زرین می‌گذرد.]

 

و شبحِ آزادْگَردِ هَیونی یال‌افشان،
که آخرین غبارِ تابستان را
کاهلانه
از جاده‌ی پُرشیب
بر می‌انگیزد.

 

و نقشِ رمه‌یی
بر مخملِ نخ‌نما
که به زردی
می‌نشیند.

 

 

طلا
و لاج…

توضیحات بیشتر »