قالب وردپرس درنا توس
خانه / آثار احمد شاملو / آثار: دفترهای شعرها / شعرها: ترانه‌های کوچک غربت (صفحه 2)

شعرها: ترانه‌های کوچک غربت

صبح

ولرم و
       کاهلانه
آبدانه‌های چرکی‌ِ بارانِ تابستانی
بر برگ‌های بی‌عشوه‌ی خطمی

به ساعتِ پنجِ صبح.

 

در مزارِ شهیدان هنوز
خطیبانِ حرفه‌یی درخوابند.
حفره‌ی معلقِ فریادها
                        …

توضیحات بیشتر »

شبانه

نه
تو را برنتراشیده‌ام از حسرت‌های خویش:
پارینه‌تر از سنگ
تُردتر از ساقه‌ی تازه‌روی یکی علف.

 

تو را برنکشیده‌ام از خشمِ خویش:
ناتوانیِ‌ خِرَد
             از برآمدن،
گُر کشیدن
           …

توضیحات بیشتر »

رستاخیز

من تمامی‌ مُردگان بودم:
مُرده‌ی پرندگانی که می‌خوانند
و خاموشند،
مُرده‌ی زیباترینِ جانوران

بر خاک و در آب،
مُرده‌ی آدمیان
از بد و خوب.

 

من آن‌جا بودم
در گذشته
بی‌سرود. ــ
با من رازی نبود
نه تبسمی
نه حسرتی.

 

به‌مهر
      …

توضیحات بیشتر »

در لحظه

به تو دست می‌سایم و جهان را درمی‌یابم،
به تو می‌اندیشم
و زمان را لمس می‌کنم
معلق و بی‌انتها
عُریان.

 

می‌وزم، می‌بارم، می‌تابم.
آسمانم
ستارگان و زمین،
و گندمِ عطرآگینی که دانه می‌بندد
رقصان
در جانِ سبزِ خویش.

 

 

از تو عبور می‌…

توضیحات بیشتر »

عاشقانه

بیتوته‌ی کوتاهی‌ست جهان
در فاصله‌ی گناه و دوزخ
خورشید
همچون دشنامی برمی‌آید

و روز
شرمساری جبران‌ناپذیری‌ست.

 

آه
پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
چیزی بگوی

 

درخت،
جهلِ معصیت‌بارِ نیاکان است
و نسیم
وسوسه‌یی‌ست نابکار.
مهتاب پاییزی
کفری‌ست که جهان را می‌آلاید.

 

چیزی بگوی
پیش از آنکه در اشک غر…

توضیحات بیشتر »