قالب وردپرس درنا توس
خانه / سایت: خبرها و گزارش‌ها (صفحه 2)

سایت: خبرها و گزارش‌ها

به رسمِ یادآوری

 

شانزده سال از غیابِ بامداد می‌گذرد، و هفده‌سال از آن تیرماه تلخ، از قدم‌روی چکمه‌های سربازان بر جسمِ زنده‌ی جنبش دانشجویی ایران، از همان تیرخلاصی که بر امیدِ بامداد شلیک شد، آری، و شانزده‌سال هم از بغضِ آن مرداد می‌گذرد. میثاقِ ما، میلادهای بامداد بود و هست، چرا که هنوز او را به خاطر می‌آوریم وقت…

توضیحات بیشتر »

کانال رسمی سایت در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر

ا سایت رسمی احمد شاملو  تا به امروز صفحه‌ای رسمی در شبکه‌های اجتماعیِ توئیتر، فلیکر، فیس‌بوک، اینستاگرام و غیره نداشته‌است. لذا صفحاتِ احتمالی، ارتباطی با این مجموعه ندارد و اجازه‌ای در جهت انتشار آثار به آنان داده نشده. لازم به ذکر است که سایت رسمی احمد شاملو، تنها نهادی‌است که اجازه‌ی انحصاری و دائ…

توضیحات بیشتر »

ترجمه و تعهد

سخنرانی محسن عمادی

در نودمین سالگرد تولد شاملو در نیویورک

خانم‌ها، آقایان،
یاران همدل، سلام!

دلم می‌خواست امروز پیشِ شما بودم و می‌توانستم از لذتِ حضور در جمعِ دوستانه‌ی شما بهره ببرم، متاسفانه ممکن نشد. ریشه‌اش را باید در همان شعرِ لنگستون هیوز یافت که روزی نوشت: «بگذارید آمریکا، دوباره آمریکا شود.» …

توضیحات بیشتر »

فراخوان همکاری: خانه‌موزه‌ی بامداد

دوستان عزیز،
با همکاری موسسه الف.بامداد، سایت رسمی احمد شاملو و مجموعه بامداد ما، قصد آن داریم تا سیستم خانه موزه‌ی دیجتال بامداد را اجرایی کنیم. برای این منظور نیاز به طراح گرافیکی داریم که سابقه و مهارت کافی در این امور داشته باشد و بتواند با حوصله به مجموعه نیازها پاسخ دهد. سایت اولیه در این آدرس قابل دست…

توضیحات بیشتر »

ترانه‌ی آبی: ویدئویی برای تولد احمد شاملو

در یوتیوب:

در ویمئو:

۱. پس از غیاب احمد شاملو بود. احساس می‌کردم که هرگز حضور کسی را در نخواهم یافت که به من آن مایه توان دهد که حضور او می‌داد. سال‌ها گذشت، تا اینکه در یک کنگره‌ی شعر در اسپانیا با آنتونیو گاموندا آشنا شدم و انگار که آن غایب را بازیافته باشم با او از مفهوم شعر، کلمه و واقعیت سخن گفتم. به خاطر او بود …

توضیحات بیشتر »

قصه‌ی پریا: بر اساس شعر پریای شاملو

ایلهان برک، شاعر بزرگ ترک می‌نویسد: شاعران فقط کودکی بلند‌‌تری دارند.
همین‌است، یک کودکی طولانی‌تر. برای همین، وقتی کودکان ساز به دست می‌گیرند، وقتی لباس‌های رنگی می‌پوشند، یا حرف‌های بزرگترها را به روایت خویش، دیگرگونه بازخوانی می‌کنند، دست و دلم می‌لرزد. آن‌جاست که فکر می‌کنم همین‌حالا «کودکی» …

توضیحات بیشتر »

مصاحبه مجله‌ی آدینه با شاملو

در دهه‌ی چهل تا پنجاه از نظر فرهنگی و ادبی آثاری به وجود آمده که در تاریخ ادبیات معاصر بی‌نظیر بوده است. حالا شما که شاعر، نویسنده و محقق پیشرو همه‌ی این سال‌ها بوده‌اید ممکن است وضع تولید هنری و ادبی آن موقع را با نمونه‌های ملموس این روزگار مقایسه کنید؟
– من در سوأل شما دست می‌برم و آن را به این شکل جواب می‌…

توضیحات بیشتر »

شاملو و نویسنده شدنِ من

روبه‌رویش، روی صندلیِ لق‌ولوقی نشسته بودم. نگاهش می‌کردم. دست‌هایش را، که می‌نوشت و خط می‌زد و کاغذها را با قیچی می‌برید، و چسب می‌زد. تند کار می‌کرد، آخرین لحظه‌هایِ زیرِ چاپ رفتنِ مجله بود و من مویِ دماغش شده بودم. همین‌جور نشسته بودم و زل زده بودم به‌اش. عاقبت سرش را بلند کرد و گفت: «اسمِ داستانت چی بو…

توضیحات بیشتر »

دو نامه از نیما یوشیج به احمد شاملو

۱. نامه‌ی نیما یوشیج به احمد شاملو

۱۴ خرداد ۱۳۳۰

طهران

به احمد شاملو

عزيزِ من، اين چند کلمه را برای اين می‌نويسم که اين يک جلد “افسانه” از من در پيش شما يادگاری باشد. شما واردترين کس بر کارِ من و روحيه‌ی من هستيد و با جراتی که التهاب و قدرت رويت لازم دارد، وارديد. اشعار شما گرم و جاندار است و همين عل…

توضیحات بیشتر »

شاملو و هولان

هنوز این دو شاعر را دو پادشاه می‌بینم به خاطر حضورشان و به خاطر کلماتشان. یکی از آن‌دو رنگ‌های زندگی را با خود دارد و در آفتابی خانه‌ای ظهور می‌کند، در باغی در حوالی تهران، دهکده‌ی کرج، احمد شاملو. دیگری در تاریکی جلوه می‌نماید، ‌در محاصره‌ی شب، در کامپا، در همان دهکده‌ و دل پراگ،‌ ولادیمیر هولان. هر دو تص…

توضیحات بیشتر »