قالب وردپرس درنا توس

شبانه


نه
تو را برنتراشیده‌ام از حسرت‌های خویش:
پارینه‌تر از سنگ
تُردتر از ساقه‌ی تازه‌روی یکی علف.

 

تو را برنکشیده‌ام از خشمِ خویش:
ناتوانیِ‌ خِرَد
             از برآمدن،
گُر کشیدن
            در مجمرِ بی‌تابی.

 

تو را بر نَسَخته‌ام به وزنه‌ی اندوهِ خویش:
پَرِّ کاهی
          در کفّه‌ی حرمان،
کوه
    در سنجشِ بیهودگی.

 

 

تو را برگزیده‌ام
رَغمارَغمِ بیداد.
گفتی دوستت می‌دارم
و قاعده
         دیگر شد.

 

کفایت مکن ای فرمانِ «شدن»،
مکرّر شو
مکرّر شو!

 

۱۷ مردادِ ۱۳۵۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *