ظلماتِ مطلقِ نابینایی

به ایرج کابلی

ظلماتِ مطلقِ نابینایی.
احساسِ مرگ‌زای تنهایی.

 

«ــ چه ساعتی‌ست؟ (از ذهنت می‌گذرد)
چه روزی
چه ماهی
از چه سالِ کدام قرنِ کدام تاریخِ کدام سیاره؟»

 

تک‌سُرفه‌یی ناگاه
تنگ از کنارِ تو.

 

آه، احساسِ رهایی‌بخشِ همچراغی!

 

۱ مهرِ ۱۳۷۰

در آستانه روی جلد

این مطلب را به اشتراک بگذاریم
یک یادداشت در مورد این نوشتهنظر شما چیست؟
  1. عرض ادب
    سپاس از شما
    چند ماهیست در سایت شما هستم ….. بی نهایت زیباست ….و پر از روحیه شدم
    من هم یکی از دوستداران استاد شاملو هستم …
    و این رو لطف ایشون و خدا میدونم نسبت به من …
    امید همیشه در شادی ها باشید …..
    با تشکر

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

The Official Website of Ahmad Shamlou © 2017 تمام حقوق محفوظ است.