قالب وردپرس درنا توس
خانه / خوانش عاشقانه‌ای از شاملو

خوانش عاشقانه‌ای از شاملو


با سلام

روال کار خوانش را می‏گذاریم بر مبنای آموزه‏های جناب پاشایی در کتاب‏ها و بخصوص در خوانش شعر «بر سرمای درون» روی همین سایت. قرار می‏گذاریم که متن را با حوصله بخوانیم و کلماتش را بشناسیم و برداشت‏های خودمان را از شعری که خوانده‏ایم بنویسیم. این با هم خوانی، ما را به آنچه که شعری می‏تواند باشد نزدیک‏تر می‏کند. اول متن شعر را با هم بخوانیم (اینجا با صدای شاملو بشنویم):

 

 

آنکه می‌گوید دوستت می‌دارم
خنیاگرِ غمگینی‌ست
که آوازش را از دست داده است.

 

               ای کاش عشق را
               زبانِ سخن بود

 

هزار کاکُلی شاد
                    در چشمانِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من.

 

               عشق را
               ای کاش زبانِ سخن بود

 

 

آنکه می‌گوید دوستت می‌دارم
دلِ اندُه‌گینِ شبی‌ست
که مهتابش را می‌جوید.

 

               ای کاش عشق را
               زبانِ سخن بود

 

هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستاره‌ی گریان
در تمنای من.

 

               عشق را
               ای کاش زبانِ سخن بود.

 

12 دیدگاه

  1. خنياگر غمگينى گه اوازش را از دست داده _

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *