قالب وردپرس درنا توس
خانه / نوروز در زمستان، سال نو مبارک!

نوروز در زمستان، سال نو مبارک!


در آستانه‌ی سال نو، حافظ احمد شاملو را بشنوید

سالی
        نوروز
بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
بی‌جنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب
بی گردشِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه.

 

سالی
        نوروز
بی‌گندمِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور
بی‌رقصِ عفیفِ شعله در مردنگی.

 

سالی
        نوروز
              همراهِ به‌درکوبی‌ مردانی
سنگینی‌ بارِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نامِ ممنوع‌اش را
و تاقچه‌ی گناه
                  دیگر بار
با احساسِ کتاب‌های ممنوع
تقدیس شود.

 

در معبرِ قتلِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته
                    به‌ناگاه
                             فراز خواهد شد
دستانِ اشتیاق
                   از دریچه‌ها دراز خواهد شد
لبانِ فراموشی
                   به خنده باز خواهد شد
و بهار
       در معبری از غریو
تا شهرِ خسته
                  پیش‌باز خواهد شد.

 

سالی
        آری
بی‌گاهان
نوروز
      چنین
             آغاز خواهد شد.

 

نوروزِ ۱۳۵۶ و پاییزِ ۱۳۷۲

آری، یک روز، شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.

«در معبر ِ قتل ِ عام، شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.» در پناه نور شمع‌ها، به خاطره‌ی عزیزانمان، به همه‌آنان که امروز و دیروز بر سینه‌ی سرد خیابان آرمیده‌اند، به شعر «نوروز در زمستان» نگاه می‌کنیم و رویای‌مان را می‌خوانیم: در دروازه‌های بسته‌ای که باز می‌شوند، در دستان اشتیاقی که از دریچه‌ها دراز می‌شوند، در لبانی فراموش که به خنده باز می‌شوند و در بهاری سبز که می‌رسد. می‌شنویم که باید شمع‌های خاطره بیافروزیم، کبوترانی باشیم که قطره‌های خون را بر بال‌هایمان حمل می‌کنیم، از اعماق تاریخی که انسان را دوشقه کرد و از هستی ساقط کرد تا ایده‌ال ناموجودی را به جای انسان برتخت بنشاند.

و زمین با انسان چنین گفت:«آن افسون‌کار به تو مي‌آموزد که عدالت از عشق والاتر است. ــ دريغا که اگر عشق به کار مي‌بود هرگز ستمي در وجود نمي‌آمد تا به عدالتي  نابه‌کارانه از آن‌دست نيازی پديد افتد. ــ آن‌گاه چشمان ِ تو را بر بسته شمشيری در کف‌ات مي‌گذارد، هم از آهني که من به تو دادم تا تيغه‌ی گاوآهن کني!
اينک گورستاني که آسمان از عدالت ساخته است!
دريغا ويران ِ بي‌حاصلي که من‌ام!»
باشد که ما به افسون کهنه‌ی آن افسون‌کار، از شهرهایمان ویرانه‌ی بی‌حاصل دیگری نسازیم.


سایت رسمی احمد شاملو، سالی سبز، سرشار از شادکامی و خوشدلی و امید برایتان آرزو می‌کند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *