قالب وردپرس درنا توس

به نام شاملو


عجیب نیست متنی را به نام دیگری منتشر کردن در این دیار. چندی‌ست متنی منتسب به احمد شاملو با محتوای «من ایرانی نیستم چون…» منتشر شده است و دوستدارانش نگران مانده‌اند که این حرف‌ها راست هستند یا دروغ. بی‌شک دروغ‌اند و نمی‌توانند زاییده‌ی ذهن شاملوی شاعر باشند. سایت رسمی احمد شاملو از دوستانی که در چنین شرایطی وسواس به خرج می‌دهند ممنون است و مصرانه می‌خواهد پرسش‌هایی از این دست در همین سایت مطرح شود برای رفع ابهام. برای تطابق می‌توانید متن نوشته را در کامنت‌ها ببینید.

با تشکر،
سایت رسمی احمد شاملو.

21 دیدگاه

  1. قلم شاعر چنان زنده است و تازنده ، چنان روشن است و فروزنده
    که هر کلام ِ دیگری در پرتوی شیوای شاعرانه اش به سایه می شود ، به شب می رسد و تمام.

  2. بسیار زیباست تشکر فراوان

  3. درود بر همه دوست دارن انسان و انسانیت همه ی آنانی که چون شمع می سوزند تا نوری باشند در تاریکی های بسیار این ” جهان ظلمانی ”
    مدت ها پیش شخصی در قسمت نظرات وبلگ بنده این مطلب روادرج کرده بود و منتسب به شاملوی بزرگ میدانست!بنده نرای اولین بار بود که این متن رو میدیدمم.هر چه با خودم اندیشیدم نتوانستم به یاد بیارم که چنین متنی یا سخنی از شاملو را خوانده یا شنیده باشم.گرچه به لحاظ سبک
    نوشتاری هم به نوشته های شاملو نمی آمد.به آن دوست گوشزد کردم که این مطلب و سخن از شاملو نیست و دیگر جایی به ایشان منتسب نکنند!

  4. سلام
    برای من عجیب است که چگونه میتوان متنهایی چنین سبک را اشتباه گرفت.
    هرکس که تنها چند شعر کوتاه از شاملو را خانده باشد بی شک به این مهم پی میبرد که این چنین ادبیات لوس و سطحی غیر ممکن است که کار ایشان باشد.(حتی در زمان طفولیت D : )
    عجیب اینکه ما بدون هیچگونه بررسی مطالبی اینچنینی را باز نشر میکنیم.
    آدمهایی همانند شاملو سالها تلاش کردند و مشقت کشیدند تا بتوانند ما را “گرد حباب خاک بگردانند” و آگاهمان کنند.
    متاسفانه ما با این سهل انگاریها و کم دقتی ها این قهرمانهایمان را دشمن شاد میکنیم.

    به امید تلاش برای رسیدن به دنیایی پر از آگاهی.

  5. متاسفم از این جماعت ایرانی متحجر که فقط میخواهند تخریب کنند اولا این قلم و ادبیات شاملو نیست دوم آنکه چگونه ممکن است انسانی مطلق هیچ مطلق خون سبز نژاد پرست باشد چگونه ممکن است بامداد خسته چنین سخن به میان آورد چگونه ممکن کسی که خود را آفریقای میداند این سخن را به زبان براند چگونه ممکن است انسان این شقاوت دادگر
    بگذار کسی نداند که من بجای ……….
    خدای جز فراموشی ……….

  6. با سلام،
    سوالي داشتم: آيا متن كلينيك خدا از شادروان احمد شاملو مي باشد ؟

    سپاسگزارم

  7. این شعر چی؟
    ﺳﺮ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﭼﻨﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ
    ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺘﺮﺳﯽ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ
    ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﺩﺭﺁﯾﯽ
    ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻖ ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎﺳﺖ
    ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ
    ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ ﻭﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ
    ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﺍﺣﺴــﺎﺱ
    ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺁﺩ ﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ

  8. ممنون می‌شم اگر بفرمایید که این شعر از احمد شاملو هست یا نه؟

    ﺳﺮ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﭼﻨﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ
    ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺘﺮﺳﯽ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ
    ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﺩﺭﺁﯾﯽ
    ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻖ ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎﺳﺖ
    ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ
    ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ ﻭﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ
    ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﺍﺣﺴــﺎﺱ
    ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺁﺩ ﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ

  9. با سلام
    شادمان از اینکه سرانجام سایت شاملوی گرامی‌ راه اندازی شده است به شما دست اندرکاران محترم خسته نباشید می‌گویم.
    از شاملو گفتن و نوشتن برایم همواره دشوار و بلکه محال می‌نمود تا آنکه خبرِ درگذشت آن نازنین به
    من که آنک غربت نشینِ خارجه شده بودم رسید.اصلا بعضی‌ خبرها را نمی‌شود باور کرد و خبر رحلت
    سترگی چون او از این دست بود چرا که در ذهنِ خود از پیش آن ابر شاعر را جاودانه کرده بودم.
    این خبرِ دل آزار موجبِ سرایشِ شعری شد که در یکی‌ از نشریاتِ این دیار بچاپ رسید ولی‌ همواره
    دلم میخواست به دست همسرِ نازنینِ ایشان خانم آیدای مهربان برسد.
    منّت پذیرِ جاودان شما هستم اگر لطف نموده‌ چنین کنید.
    البته مختار هستید در مناسبتهای دیگر هم که صلاح می‌بینید از آن استفاده نمائید.
    ارادتمند -احمد نیکبخت

    مرثیه ای در سوگ احمد شاملو
    ابر شاعر معاصر كه ایکاش هرگز مناسبتی برای تحریر نمی یافت !

    ” همتای خورشید ”
    خبر تلخ بود و نشد باورم
    چگونه بر این سوگ تاب آورم
    تو همتای خورشید عالم فروز
    عدوی سیاهی و از جنس روز
    تو نستوه و توفنده و نازنین
    دماوند البرز و ایران زمین
    نبودم به تن کاش رخت سیاه
    چه میشد كه بود این خبر اشتباه
    مگر میشود موج دریا بمیرد
    مگر میشود باد صحرا بمیرد
    ****
    به انشای اندیشه کاملت
    نلرزید یک لحظه دست و دلت
    تو داغ عدالت به دل داشتی
    نقاب از رخ ظلم برداشتی
    تو الگوی شایسته عاشقان
    تو رفتی فراتر ز مرز زمان
    نشان تب و شورش عاشقی
    بروید ز خاکت گل رازقی
    مگر میشود عشق پویا بمیرد
    مگر میشود شور دلها بمیرد
    ****
    تویی کاشف شوکران رهایی
    کجا رفتی ای شاعر روشنایی
    چه شد آنهمه نفرت از وهن و سستی
    تو از چشمه عشق نوشیده رستی
    بسان تو خورشید بر بام میهن
    نزاید دگر تا ابد مام میهن
    تو در بطن اعصار پاینده مانی
    تو در قلب ایرانیان جاودانی
    مگر میشود روح زیبا بمیرد
    مگر میشود مرد فردا بمیرد
    *****
    ۲۱ مرداد ۱۳۷۹ – احمد نیکبخت
    آمریکا – واشنگتن

  10. دوست عزیز، کاملا واضحه که این مطلب از شاملو نیست، کافیه ۲ تا از شعرهای شاملو رو بخونید و اون ادبیات رو با این مقایسه کنید. سواد ادبیاتی خاصی احتیاج نداره، فارغ از این شاملو پشت شعرهاش مضامینی هست که روزها میتونه ذهن شما رو درگیر کنه، این مطالب سطحی کجا و مثلا… انچه جان از من همی ستاند ای کاش دشنه ای باشد یا خود گلوله ای درد مباد ای کاشکی درد پرسش های گزنده… این کجا!!

  11. سلام
    این متن که به طور گسترده در نت و شبکه های اجتماعی به نام شاملو منتشر شده، واقعا از جمله آثار ایشون _ترجمه یا شعر_ هست ؟!!
    لمس تن تو
    شهوت است و گناه
    حتی اگر خدا عقدمان را ببندد
    داغی لبت، جهنم من است
    حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
    هم آغوشی با تو، همخوابگی چرک آلودی ست
    حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشد
    فرزندماان حرام نطفه ترین کودک زمین است
    حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
    خاتون من!
    حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم،
    یک بوسه_یک نگاه حتی_ حرامم باد!
    اگر تو عاشق من نباشی

  12. سلام ، میشه بگین این شعر واسه شاملو هست یا نه؟
    ﺳﺮ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﭼﻨﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ
    ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺘﺮﺳﯽ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ
    ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﺩﺭﺁﯾﯽ
    ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻖ ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎﺳﺖ
    ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ
    ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ ﻭﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ
    ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﺍﺣﺴــﺎﺱ
    ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺁﺩ ﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ

  13. مطمعن هستم 100٪ این شعر برای احمد شاملو هستش. احمد شاملو به حقیقت دینی رسیده بود.
    به هیچ وجه عجیب نیست.
    شعر بعد از مرگش به نشر رسیده و قبل از مرگ این شعر رو گفته بود. این شعر به سرعت بعد مرگش پخش شد.
    چیزی که مشخصه اینه که در زمان زندگیش نمیتونست شعر رو چاپ کنه به دلیل اینکه براش دردسر ساز میشده

  14. سلام ، میشه بگین این شعر واسه شاملو هست یا نه؟
    ﺳﺮ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﭼﻨﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ
    ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺘﺮﺳﯽ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ
    ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﺩﺭﺁﯾﯽ
    ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻖ ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎﺳﺖ
    ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ
    ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ ﻭﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ
    ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﺍﺣﺴــﺎﺱ
    ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺁﺩ ﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ.

    لطفا جواب بدین ممنون میشم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *