قالب وردپرس درنا توس

صبر تلخ


با سکوتی، لبِ من
بسته پیمانِ صبور ــ

 

زیرِ خورشیدِ نگاهی که ازو می‌سوزم
و به‌نفرت بسته‌ست
شعله در شعله‌ی من،

 

زیرِ این ابرِ فریب
که بدو دوخته چشم
عطشِ خاطرِ این سوخته‌تن،

 

زیرِ این خنده‌ی پاک
و وردِ جادوگرِ کین
که به پای گذرم بسته رسن...

 

 

آه!
دوستانِ دشمن با من
مهربانانِ درجنگ،

 

همرَهانِ بی‌ره با من
یک‌دلانِ ناهمرنگ...

 

 

من ز خود می‌سوزم
همچو خونِ من کاندر تبِ من

 

بی‌که فریادی ازین قلبِ صبور
بچکد در شبِ من

 

بسته پیمان گویی
با سکوتی لبِ من.

 

۱۳۳۰

هوای تازه روی جلد