قالب وردپرس درنا توس
  • گیل‌گمش: لوح اول

    گیل‌گمش خداوندگارِ زمین همه ‌چیزی را می‌دید با همه كسان آشنایی می‌جست و كار و توانِ همگان بازمی‌شناخت همه چیزی را درمی‌یافت از درونِ زندگی آدمیان و به رفتار ایشان آگاه بود رازها را و نهفته‌ها را باز می‌نمود دانش‌هایی به ژرفای بی‌پایان بر او آشكاره می‌شد از روزگارانِ پیش‌تر از توفانِ بزرگ آگاهی می‌گرفت. تا دور دست‌ها راهی بس دراز پیمود. سرگردانی طولانی وی سرشار از رنج‌ها، سفرش انباشته از سختی‌ها بود. سختی‌ها را همه، رنجور، به نیشِ آهنینِ قلم برنبشت. آثارِ سترگ و سختی‌های گرانش برسنگِ سخت نبشته شد. گیل‌گمش ــ پهلوانِ پیروز ــ گرداگردِ اوروك را به حصار برمی‌آورَد. در شهرِ محصور، پرستشگاه مقدس به كوهی سربلند می‌مانست. بنیادش سخت و پای درجا چنان است كه گویی …

    توضیحات بیشتر »
  • گیل‌گمش: لوح دوم

  • گیل‌گمش: لوح سوم

  • گیل‌گمش: لوح چهارم

  • گیل‌گمش: لوح پنجم

  • گیل‌گمش: لوح ششم

  • گیل‌گمش: لوح هفتم

آخرین نوشته‌ها

از حرکت تا خط…

این مقاله به مناسبت تولد احمد شاملو منتشر می‌شود   انديشه‌يی درباره‌ی چند طرح و تابلو از: سيراک ملکونيان و… چند شعر و يک مقدمه …

توضیحات بیشتر »

پیشگفتار

۱
دوست آمریكایی من كه سال‌ها در ایران زندگی كنجكاوانه‌‌‌‌‌یی‌‌‌‌‌كرده، با همه‌‌‌‌‌جور آدمی در آمیخته، فارسی را به ‌‌‌‌‌خوبی آموخته‌‌‌‌‌است و كشف حافظ را حیرت‌‌‌‌‌ انگیزترین حادثه‌‌‌‌‌ی عمر خود می‌‌‌‌‌شمارد گفت: هیچ دلیلی نمی‌‌‌‌‌بینم كه حافظ را نشود به نگلیسی برگرداند، فقط باید كلیدش را پیدا كرد.
گفتم: برگردان كه ‌‌‌‌‌نه، شاید اطلاق ترجمه به آن (آن هم با تخفیف نود درصد) صحیح‌‌‌‌‌تر باشد. منظورم چیزی از قبیل ترجمه‌‌‌‌‌ی كاروانسرا به motel و كُرسی به winter-table و ساقی به barmaid است تا فرنگی ‌‌‌‌‌جماعت با معیارهای خودش به حل این معضلات توفیق یابد... این قفل كلیدی ندارد. بگذار آب پاكی را بریزم روی دستت. خیلی كه زور بزنی استنباطی شترگربه از حافظ را آمریكایی می‌‌‌‌‌كنی؛ چیزی مثل جاز سیاه، كه آمریكایی‌‌‌‌‌اش نه جاز است نه موسیقی؛ و مثلِ ماست كه گرفته‌‌‌‌‌اید ازش بستنی ساخته‌‌‌‌‌اید و فی‌‌‌‌‌الواقع دیگر نه ماست است نه بستنی.
حریف از اِ شكالِ قضیه سر در نمی‌‌‌‌‌آورد.

توضیحات بیشتر »

ذِن و هایكوُ

زلال ذِن در آبگینه‌ی هایکو
ذِن در جان شاعر
ندانستگیِ شاعر
زلال احساس و ایجاز
هایکو و شعر ذِن‌رین
رِن‌گا
اصطلاحات فنی

توضیحات بیشتر »

ذِن در جان شاعر

ذِن شاعر چگونه ذِنی است؟ ذنِ جانِ هایكوُسرا به شكل حالاتی تجلی ‌می‌كند كه می‌توان آنها را زیر چند عنوان خلاصه كرد. ۱.  بی‌خویشی نخستینِ …

توضیحات بیشتر »

ندانستگی شاعر

چی‌یو شاعره‌ی كاگایی كه آرزو داشت در هنر هایكوُ به كمال برسد نزد استاد هایكوُی آن روزگار كه قضا را به آن شهر آمده ‌بود …

توضیحات بیشتر »