قالب وردپرس درنا توس

گشت و گذاری در آثار شاملو

کبود

زیرِ خروش و جنبشِ ظاهر
زیرِ شتابِ روز و شبِ موج
در خلوتِ زننده‌یِ عمقِ خلیجِ دور
آن‌جا که نور و ظلمت، آرام خفته‌اند
درهم، ولی گریخته از هم،

توضیحات بیشتر »

مرغ باران

در تلاشِ شب که ابرِ تیره می‌بارد
رویِ دریایِ هراس‌انگیز

 

وز فرازِ بُرجِ باراندازِ خلوت مرغِ باران می‌کشد فریادِ خشم‌آمیز

توضیحات بیشتر »

بودن

گر بدین‌سان زیست باید پست
من چه بی‌شرمم اگر فانوسِ عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه‌ی بن‌بست.

توضیحات بیشتر »

شبانه

شبانه شعری چگونه توان نوشت
تا هم از قلبِ من سخن بگوید، هم از بازویم؟

 

شبانه
شعری چنین
چگونه توان نوشت؟

توضیحات بیشتر »

شبانه

من سرگذشتِ یأسم و امید
با سرگذشتِ خویش:

 

می‌مُردم از عطش،
آبی نبود تا لبِ خشکیده تر کنم.

توضیحات بیشتر »

شبانه

به خانمِ آنگلا باران‌ْی

 

شب که جوی نقره‌ی مهتاب
بیکرانِ دشت را دریاچه می‌سازد،
من شراعِ زورقِ اندیشه‌ام را می‌گشایم در مسیرِ باد

توضیحات بیشتر »