قالب وردپرس درنا توس

گشت و گذاری در آثار شاملو

شعر ناتمام

سالم از سی رفت و، غلتک‌سان دَوَم
از سراشیبی کنون سوی عدم.

 

پیشِ رو می‌بینمش، مرموز و تار
بازوانش باز و جانش بی‌قرار.

توضیحات بیشتر »

سفر

در قرمزِ غروب،
                 رسیدند
از کوره‌راهِ شرق، دو دختر، کنارِ من.
تابیده بود و تفته
                  مسِ گونه‌هایشان

توضیحات بیشتر »

صبر تلخ

با سکوتی، لبِ من
بسته پیمانِ صبور ــ

 

زیرِ خورشیدِ نگاهی که ازو می‌سوزم
و به‌نفرت بسته‌ست
شعله در شعله‌ی من،

توضیحات بیشتر »

مه

بیابان را، سراسر، مه گرفته‌ست.
چراغِ قریه پنهان است
موجی گرم در خونِ بیابان است

توضیحات بیشتر »