Tag Archives: آزاده بشارتی

دیوارهای بلند فراموشی:
آزاده بشارتی

آن هیولا با پاهای بزرگ و چشم‌های بسته، بر روی نقشه آن‌گونه راه می‌رود که من هنوز نفهمیده‌ام چند شمعدانی سقوط کرد و شکست. اما می‌دانم بخشی از گذشته، قاب عکس خواهد شد. مرثیه‌ها اما می‌مانند تا «ترس» از دیوارهای بلند فراموشی بالاتر برود.

ادامه‌ی مطلب »