نه عادلانه نه زیبا بود
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم.
نه عادلانه نه زیبا بود
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم.
جخ امروز
از مادر نزادهام
نه
عمرِ جهان بر من گذشته است.
به شاهرخ جنابیان
پس آنگاه زمین به سخن درآمد
و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش
و زمینِ به سخن درآمده با او چنین میگفت:
غمم مدد نکرد:
چنان از مرزهای تکاثُف برگذشت
که کس به اندُهناکی جانِ پُردریغم
ره نبرد.
گفتارِ فیلمی در بابِ نقاشیهای سالهای دههی ۶۰ علیرضا اسپهبد
صحنه چه میتواند گفت
به هنگامی که از بازیگر و بازی
تهی است؟