جنگ کر است، کور است؛
احمدرضا احمدی و آینده‌ای که زندگی‌اش می‌کنیم:
مهرک کمالی

این روزها بازگشتن به شعرهای سال‌های دور مثل این سه شعر احمد رضا احمدی، بیش از آنکه یک کنش ادبی باشد، جستجوی منظری است برای دقیق‌تر دیدن آن چه بر ما گذشته و می‌گذرد؛ دیدنی که ناگزیر ما را به تاریخ نیز پرتاب می‌کند، به حافظه‌ای که از ۲۸ مرداد تا جنگ‌های بی‌پایان خاورمیانه، همواره میان مداخله بیرونی و استبداد درونی معلق مانده است. سه شعری که احمدرضا احمدی در میانه دهه هشتاد نوشته، امروز به شکلی غریب، از آینده‌ای حرف می‌زنند که ما اکنون زندگی‌‌اش می‌کنیم؛ آینده‌ای که نه فقط محصول تهدید بیرونی، که حاصل تداومِ همان تاریخ ناتمام است.

ادامه‌ی مطلب »

مرثیه:
نیما جان‌محمدی

سال ۱۹۹۷، اُرنِت کُلمَن، نوازنده ی بزرگ ساکسیفون و از پیشگامان بداهه نوازی آزاد در کنسرتی در پاریس، فیلسوف مطرح فرانسوی، ژاک دریدا را دعوت می کند تا روی سن همکاری مشترکی داشته باشند بر این قرار که اُرنت ساز بزند و دریدا قسمت هایی از متون خودش را بخواند. پیش از آنکه دریدا بتواند خوانش اش را به پیش ببرد، حاضران در کنسرت او را از صحنه بیرون می کنند تا تنها به موسیقی اُرنت گوش دهند. دریدا، لرزان از این تجربه ی پیش بینی نشده، می نویسد: ''من به بداهه نوازی باور دارم، برای آن می جنگم، اما همیشه با این باور که بداهه نوازی امری غیر ممکن است.''

ادامه‌ی مطلب »

هم‌زمانی ناهمزمان‌ها:
امین بزرگیان

اثر هنری فاصله زمانی را می‌تواند غیب کند؛ چیزی بیافریند که در زمانی دور از لحظه آفرینش‌اش، اکنون مخاطب‌اش را توضیح دهد. این توانایی برآمده از پیش‌گویی آینده توسط هنرمند نیست، بلکه وامدار عمیق شدن او در لحظه کنونی خود است؛ حفری عمیق در خود و جهان پیرامونی؛ قدرت او در زبان دادن به «حال» و معاصر شدن رادیکال خالق اثر. در اینجا «حال» نه به‌مثابه یک لحظه گذرا، بلکه به‌عنوان گره‌گاهی از نیروهای تاریخی، اجتماعی و عاطفی فهم می‌شود که درون خود لایه‌هایی از گذشته و امکان‌هایی از آینده را حمل می‌کند.

ادامه‌ی مطلب »

کلمه، امکانی برای تسلی خویشتن:
سمیه رامش

احمدرضا احمدی از آن شاعرانی ست که به نیروی زندگی باورداشت. او در باران، شمعدانی‌ها، کوچه و جنگل نشانی از روشنایی می‌جست. او شاعری ست که می ترسید در غیبت بهار همه ی کلمات فرهنگ بی معنی و پوچ شوند. برای همین می‌خواست " حروف سربی نام بهار را روی دیوار روبروی خانه اش بنویسد" ، یا هم "با سرانگشتانس مرثیه یی بر دیوار میریخت " چرا که کلمه برای او همه چیزاست ، نوشتن از هراس ندیدن بهار ، نوشتن از انزوای انسان در زمانه ی جنگ و نوشتن برای تمام فصل ها !

ادامه‌ی مطلب »

از سخاوت و شمعدانی:
شهرداد میرزایی

چهل روز است که اولیای پول تلاش می‌کنند تا پاره‌ای دیگر از جهان را به صندوق بانکی خود ببرند. در این چهل روز هزاران هزار سقف بی‌ستون شده و هزاران جان بی‌تپش. ولی در این چهل روز آمریکا حمله کرد. تخریب کرد و به نتیجه نرسید و بازگشت.

ادامه‌ی مطلب »