قالب وردپرس درنا توس
خانه / آثار احمد شاملو / آثار: دفترهای شعرها / شعرها: باغ آینه (صفحه 4)

شعرها: باغ آینه

با همسفر

سرکش و سرسبز و پیچنده
گیاهی
دیوارِ کهنه‌ی باغ را فروپوشیده است.

 

از این سو دیوار دیگر به جز جرزی از بهار نیست،
که جراحاتِ آجرها را مرهم سبزِ برگ شفا بخشیده…

توضیحات بیشتر »

مرثیه

نیمروز…
نیمروز…

 

بی‌آن‌که آفتاب را در نصف‌النهارِ خوف‌انگیزش بازببینیم،
در پسِ ابرهای کج، نقاب‌های گول و پرده‌های هزاران‌ریشگیِ باران…

توضیحات بیشتر »

نبوغ

برای میهنِ بی‌آب و خاک
خلقِ پروس
به خون کشیده شدند
ز خشم ناپلئون،

و ماند بر سرِ هر راه‌کوره‌ی غمناک
گوری چند
بر خاک
بی‌سنگ و بی‌کتیبه و بی‌نام و بی‌نشان
از…

توضیحات بیشتر »