قالب وردپرس درنا توس
خانه / آثار احمد شاملو / آثار: دفترهای شعرها / شعرها: آیدا در آینه (صفحه 2)

شعرها: آیدا در آینه

میعاد

در فراسویِ مرزهای تنت تو را دوست می‌دارم.

 

آینه‌ها و شب‌پره‌های مشتاق را به من بده
روشنی و شراب را
آسمانِ بلند و کمانِ گشاده‌ی پُل

پرنده‌ها و قوس و قزح را به من بده
و راهِ آخرین را
در پرده‌یی که می‌زنی مکرر کن.

 

 

در فراسوی مرزهای تنم
تو را دوست می‌د…

توضیحات بیشتر »

جاده، آن سویِ پُل

مرا دیگر انگیزه‌ی سفر نیست.
مرا دیگر هوای سفری به سر نیست.

 

قطاری که نیم‌شبان نعره‌کشان از دِهِ ما می‌گذرد
آسمانِ مرا کوچک نمی‌کند
و جاده‌یی که از گُرده‌ی پُل می‌گذرد
آرزوی مرا با خود
به افق‌های دیگر نمی‌برد.

 

آدم‌ها و بوی‌ن…

توضیحات بیشتر »