شعرها: در آستانه
در آستانه

بر کدام جنازه زار می‌زند…؟

بر کدام جنازه زار می‌زند این ساز؟
بر کدام مُرده‌ی پنهان می‌گرید
این سازِ بی‌زمان؟

در کدام غار
بر کدام تاریخ می‌موید این سیم و زِه، این پنجه‌ی نادان؟

 …

در آستانه

ما نیز…

به محمدجواد گلبن

ما نیز روزگاری
لحظه‌یی سالی قرنی هزاره‌یی ازاین پیش‌تَرَک
هم در این‌جای ایستاده بودیم،

بر این سیّاره بر این خاک
در مجالی تنگ ــ هم‌ازاین‌دست…

در آستانه

قناری گفت…

به هوشنگ گلشیری

قناری گفت: ــ کُره‌ی ما
کُره‌ی قفس‌ها با میله‌های زرین و چینه‌دانِ چینی.

 

 

ماهی‌ سُرخِ سفره‌ی هفت‌سین‌اش به محیطی تعبیر کرد
که…

در آستانه

نه عادلانه نه زيبا بود…

نه عادلانه نه زیبا بود
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم.

 

به عدلِ دست‌نایافته اندیشیدیم
و زیبایی
در وجود آمد.

 

۱۳۷۳

در آستانه

آن روی ديگرت…

آن روی دیگرت
زشتی‌ هلاکت‌باری‌ست
ای نیمرخِ حیات‌بخشِ ژانوس!

 

۱۳۷۳

در آستانه

یکی کودک بودن…

به ایسای شاعر

یکی کودک بودن
آه!
یکی کودک بودن در لحظه‌ی غرشِ آن توپِ آشتی

و گردشِ مبهوتِ سیبِ سُرخ
بر آیینه.

 

یکی کودک بودن
در این روزِ دبستانِ بسته
و خِش‌خشِ…

در آستانه

ترانه

بر این کناره تا کرانه‌ی آمودریا
آبی می‌گذشت که دگر نیست:
رودی که به روزگارانِ دراز سُرید و از یاد شد
رودی که فروخشکید و بر باد شد.

 

بر این امواج تا رودبارانِ…

در آستانه

سِفْرِ شُهود

زمین را انعطافی نبود
سیاره‌یی آتی بود
لُکِّه سنگی بود
آونگ

که هنوز مدار نمی‌شناخت زمین،
و سرگذشتِ سُرخش
تنها
التهابی درک‌ناشده بود
فراپیشِ زمان.

 

سنگ‌پاره‌یی…

در آستانه

قفس قفس اين قفس…

قفس
قفس این قفس این قفس…

 

پرنده
در خوابش از یاد می‌بَرَد

من اما در خواب می‌بینمش،
که خود
به بیداری
نقشی به کمالم
از قفس.

 

 

از ما دو
کدام؟ ــ
تو که زندانت…

در آستانه

جوشان از خشم…

جوشان از خشم
مسلسل را به زمین کوفت
دندان به دندان بَرفشرده
کلوخ‌ْپاره‌یی برداشت با دشنامی زشت

و با دشنامی زشت
بَرابَریان را هدف گرفت.

هم‌سنگران خنده‌ها…

The Official Website of Ahmad Shamlou © 2017 تمام حقوق محفوظ است.