بچه‌های اعماق

گفتار برای یک ترانه، در شهادتِ احمد زیبرم
به علیرضا اسپهبد

در شهرِ بی‌خیابان می‌بالند
در شبکه‌ی مورگی پس‌کوچه و بُن‌بست،
آغشته‌ی دودِ کوره و قاچاق و زردزخم
قابِ رنگین در جیب و تیرکمان در دست،

                    بچه‌های اعماق
                    بچه‌های اعماق

 

باتلاقِ تقدیرِ بی‌ترحم در پیش و
دشنامِ پدرانِ خسته در پُشت،
نفرینِ مادرانِ بی‌حوصله در گوش و
هیچ از امید و فردا در مشت،
                    بچه‌های اعماق
                    بچه‌های اعماق

 

 

بر جنگلِ بی‌بهار می‌شکفند
بر درختانِ بی‌ریشه میوه می‌آرند،
                    بچه‌های اعماق
                    بچه‌های اعماق

 

با حنجره‌ی خونین می‌خوانند و از پا درآمدنا
درفشی بلند به کف دارند
                    بچه‌های اعماق
                    بچه‌های اعماق

 

۱۳۵۴

این مطلب را به اشتراک بگذاریم
یک یادداشت در مورد این نوشتهنظر شما چیست؟
  1. در كتاب، در دو سطر پايانى، كاوه هاى أعماق آمده است، كدام يك درست است؟

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

The Official Website of Ahmad Shamlou © 2017 تمام حقوق محفوظ است.