قالب وردپرس درنا توس
خانه / آثار احمد شاملو / آثار: دفترهای شعرها (صفحه 2)

آثار: دفترهای شعرها

رود

خوبشتن را به بسترِ تقدیر سپردن
و با هر سنگریزه
رازی به نارضایی گفتن.

 

زمزمه‌ی رود چه شیرین است!

 

 

از تیزه‌های غرورِ خویش فرودآمدن
و از دل‌پاکی‌های سرافرازِ انزوا به زیرافتادن
با فریادی از  وحشتِ هر سقوط.

 

غرشِ آبشاران چه شکوهمند است!

 

 

و همچنان در شیبِ شیار فروتر نش…

توضیحات بیشتر »

نقش

دریچه:
حسرتی
نگاهی و
آهی.

 

هیرُگلیفِ نگاهی دیگر است
در چشم‌به‌راهی.

 

و بی‌اختیاریِ آهی دیگر است
از پسِ آهی.

 

و چشمی‌ست – راه کشیده، به حسرت –
به تشییعِ مسکینانه‌ی تابوتی
از برابرِ زالِ کومایی.

 

 

دریچه:
حسرتی
نگاهی و
آهی.

 

۲۱ بهمنِ ۱۳۴۴

توضیحات بیشتر »

و تباهی آغاز یافت…

پس پای‌ها استوارتر بر زمین بداشت * تیره‌ی پُشت راست کرد * گردن به غرور برافراشت * و فریاد برداشت: اینک من! آدمی! پادشاهِ زمین!
و جانداران همه از غریوِ او بهراسیدند * و غروری که خود به غُرّشِ او پنهان بود بر جانداران همه چیره شد * و آدمی جانوران را همه در راه نهاد * و از ایشان برگذشت * و بر ایشان سَر شد از آ…

توضیحات بیشتر »

اسباب

آنچه جان
از من
همی‌ستاند
ایکاش دشنه‌یی باشد

یا خود
گلوله‌یی.

 

 

زَهر مباد ای کاشکی،
زهرِ کینه و رشک
یا خود زهرِ نفرتی.

 

درد مباد ای کاشکی،
دردِ پرسی‌های گزنده
جرّاره به‌سانِ کژدم‌هایی،
از آنگونه که‌ت پاسخ هست و
زبانِ پاسخ
نه،
و لاجرم پنداری
گَزیده‌ی کژدم را
تریاقی نیست…

 

 …

توضیحات بیشتر »

غزلی در نتوانستن

از دست‌های گرمِ تو
کودکانِ توأمانِ آغوشِ خویش
سخن‌ها می‌توانم گفت
غمِ نان اگر بگذارد.

 

نغمه در نغمه درافکنده
ای مسیحِ مادر، ای خورشید!
از مهربانیِ بی‌دریغِ جانت
با چنگِ تمامی‌ناپذیرِ تو سرودها می‌توانم کرد
غمِ نان اگر بگذارد.

 

 

رنگ‌ها در رنگ&zwnj…

توضیحات بیشتر »