قالب وردپرس درنا توس
خانه / آثار احمد شاملو / آثار: ترجمه‌های منثور (صفحه 2)

آثار: ترجمه‌های منثور

۹

از عيد خمسين تو خانه‏هاى‏ خوتور فقط مرزه‏ى خشكيده‏يى ‏باقى ‏ماند كه‏ كف ‏اتاق‏ها ريخته‏ بود و خاكه‏برگ‏هاى خرد شده و سبزیِ پرچروك پلاسيده‏ى سرشاخه‏هاى ‏بلوط و زبان‏گنجشكى ‏كه ‏به‏ دروازه‌ها و نرده‏ى پله‏هاى جلو كورن‏ها زده‏ بودند.
عيد كه‏ گذشت علف‏چينى ‏شروع ‏شد. رخت‏ عيد زن‏ها و زرق ‏و برق بته‏دوزیِ …

توضیحات بیشتر »

۱۰

عشق دیررس زن به ‏شكفتن آلاله‏ى‏ سرخ استپ‏ها نمى‏ماند، تاتوره(۱) و مهرگیاه كنار راه‏ها است.
بعد از شب علف‏چینى انگار آكسینیا دوباره‏ به ‏دنیا آمد. انگار انگى نشانه‏یی داغ مهر كسى به ‏پیشانى‏اش خورده ‏بود: زن‏ها كه ‏از كنارش ‏مى‏گذشتند قیافه‏ى زهرآلود مى‏گرفتند و پشت سرش سر تكان‏ مى‏دادند و دخترها بى‏…

توضیحات بیشتر »

پرده‌ی دوم

صحنه‌ی نخست حیاطِ پشتیِ خانه‌ی برناردا آلبا. چهار دیوار سفید که کم و بیش کبود می‌زند. شب است. دکور باید در نهایت ساده‌گی باشد. صحنه از درهای اتاق‌ها که به نور ضعیفی روشن است کسب نور می‌کند. وسط صحنه میزی هست و چراغِ نفتی حباب‌داری.

برناردا و دخترهای‌اش شام می‌خو…

توضیحات بیشتر »

پرده‌ی سوم

صحنه‌ی نخست حیاطِ پشتیِ خانه‌ی برناردا آلبا. چهار دیوار سفید که کم و بیش کبود می‌زند. شب است. دکور باید در نهایت ساده‌گی باشد. صحنه از درهای اتاق‌ها که به نور ضعیفی روشن است کسب نور می‌کند. وسط صحنه میزی هست و چراغِ نفتی حباب‌داری.

برناردا و دخترهای‌اش شام می‌خو…

توضیحات بیشتر »

یرما-پرده‌ی اول

پرده‌ی اول

یرما به معنیِ بی بار و بر، بی‌ثمر، بایر و سترون است.

صحنه‌ی نخست.

پرده که باز می‌شود یرما روی صندلی خوابیده. گلدوزی‌اش روی پای اوست. نور تند رویا بر صحنه حاکم است. چوپانی نوک پنجه وارد می‌شود. بچه‌ی سفیدپوشی به بغل دارد و نگاه‌اش را به یرما می‌د…

توضیحات بیشتر »

یرما-پرده‌ی دوم

پرده‌ی دوم صحنه‌ی نخست.

جویبارِ تُندِ کوهسار که زن‌های ده کنارش مشغول رختشویی‌اند و در ردیف‌های مختلف نشسته‌اند . صدای آوازهایی از پشت پرده می‌آید.

ترانه

تو آبِ نهرِ یخ‌زده
چنگ می‌زنم پیرهنتو .
خنده‌ی تُرد غش‌غشت
غنچه‌ی گرم تنِ تو …

توضیحات بیشتر »

یرما-پرده‌ی سوم

پرده‌ی سوم صحنه‌ی نخست

کلبه‌ی دولورس ساحر. اولِ آفتاب است. یرما و دولورس با دو پیرزن وارد می‌شوند .

دولورس

‌خیلی جیگر داری ها!

زن اول

تودنیا هیچی مهم‌تر ازخواستن نیست . زن‌دوم‌اما قبرستون حسابی تاریک بودها !

دولورس

‌من با زنایی که بچه می‌خواستن …

توضیحات بیشتر »