قالب وردپرس درنا توس

بوتیمار


چه لازم است بگویم
که چه مایه می‌خواهمت؟
چشمانت ستاره است و
دلت شک.

 

 

جرعه‌یی نوشیدم و خشکید.

 

دریاچه‌ی شیرین
با آن عطش که مرا بود
برنمی‌آمد،
می‌دانستم.

 

چه لازم بود بگویم
که چه مایه می‌خواستمش؟

 

۱۳۶۴

مدایح بی صله روی جلد

یک دیدگاه

  1. با آن عطش که مرا بود……

    زیبا ؛ چون همیشه ♥️

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *