قالب وردپرس درنا توس
خانه / آثار احمد شاملو / آثار: نامه‌ها / نامه‌ی احمد شاملو به فرهاد شوقی در باب ترجمه‌ی آلمانی شعرها

نامه‌ی احمد شاملو به فرهاد شوقی در باب ترجمه‌ی آلمانی شعرها


نسترن‏ شرقى ۵۵۵
شهرك‏ دهكده
كـرج ۳۱۷۶۶
۲۵/۷/۷۵

فرهادشوقى‏ نازنين ‏بسيار عزيزم،

با سلام ‏و چشم‌‏پوشى‏ از مقدمات‏ معموله…

از ته‏ دل ‏خواستار توفيق‌‏هاى ‏توايم و خوشبختانه ‏تو با شايسته‌‏گى پله‌‏هاى‏ توفيق ‏را طى ‏مى‌‏كنى و من ‏و آيدا كه ‏تو را به ‏جان‏ دوست ‏مى‏‌داريم ‏از شنيدن اخبار آن‏ با همه‌‏ى‏ وجودمان ‏شاد مى‌‏شويم.
جواب‏ نامه‌ات‏ مدتى‏ به ‏تأخير افتاد. بايد مرا ببخشى‏ كه ‏گرفتار كارى ‏بودم ‏كه ‏نمى‌‏توانستم ‏از فضايش ‏بيرون ‏بيايم.
عزيزم، انتخاب ‏اشعارى براى‏ ترجمه كه ‏به ‏قول‏ خودت «حال ‏و هواى ‏زنده‏‌گى‏‌ى‏ ولايات‏ مختلف ‏را داشته ‏باشد» نوعى‏ كم‏ محلى نسبت‏ به ‏مجموع كارهاى ‏يك‏ شاعر است. انگار كه‏ مى‌‏خواهيم ‏با چاپ‏ آن ‏اشعار براى‏ يك‏ آژانس مسافرتى‏ دفترى ‏تبليغاتى فراهم ‏كنيم. هر شعر به ‏هرحال ‏از فضاى‏ جغرافيائى‏ و فرهنگى‏‌ى‏ زاد بوم‌‏اش‏ رنگ ‏و بوئى ‏هم‏راه ‏خود به‌ ‏دنيا مى‏‌آورد. تو ناگزيرى‏ براى ترجمه ‏اشعارى ‏را در نظر بگيرى‏ كه ‏قدرت ‏در آمدن ‏به ‏زبان ‏دوم  ‏را داشته‌‏ باشد. با اين ‏حساب ‏آيدا فهرستى ‏تنظيم ‏مى‌‏كند كه‏ با اين ‏نامه ‏برايت ‏مى‌‏فرستم. چنان‌چه بخشى‏ از اين ‏شعرها  را نداشته‌‏ باشى‏ يا در ترجمه ‏اشكالى ‏پيش‏ بيايد البته‏ خواهى نوشت ‏تا ترتيب‌‏اش‏ داده ‏بشود.
هزار بار ترا مى‌‏بوسم ‏و منتظر نامه‌‏ات ‏خواهم‏ بود. چون‏ پست ‏نامه‌هاى‏ مرا نمى‌‏دهد لطف‏ كن ‏نامه‌‏ات ‏راجوف ‏پاكت‏ پدر- جناب ‏شوقى- بگذار.

با بدرود.ـ
ا.شاملو

ب.ت.

* گويا درعنوان ‏شعر «ترانه‌‏ى ‏آبى» كلمه‏‌ى‏ آبىWasser ترجمه ‏شده ‏كه ‏اشتباه است. منظوراز اين ‏كلمه رنگ ‏آبى ‏است ‏كه ‏از طريق ‏موزائيك‌‏هاى ‏اصفهان به رنگ ‏ايران تعبير شده.
* زيراكس ‏چند شعر چاپ‏ نشده‏ همراه ‏اين ‏نامه‌‏ است.
* از زخم ‏قلب ‏آبائى در هواى ‏تازه ‏است.
* پنج شعر زير در ترانه‌‏هاى ‏كوچك ‏غربت است:
بچه‌‏هاى ‏اعماق
هجرانى (چه‏ هنگام ‏مى‏‌زيسته‌‏ام؟)
در اين ‏بن‌‏بست
عاشقانه (آن‏‌كه ‏مى‌‏گويد دوست‌‏ات‏ مى‌‏دارم)
در لحظه
* پائيز، آخرين ‏شعر مجموعه‌‏ى ققنوس ‏در باران است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *