قالب وردپرس درنا توس

گشت و گذاری در آثار شاملو

شعر روز، آخر بازی، ترانه‌های کوچک غربت

بشنوید:

 

عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرم‌سارِ ترانه‌های بی‌هنگامِ خویش.

 

و کوچه‌ها
بی‌زمزمه ماند و صدای پا.

 

سربازان
شکسته گذشتند،
خسته
        بر اسبانِ تشریح،
و لَتّه‌های بی‌رنگِ غروری
                                نگونسار
                                           بر نیزه‌هایشان.

 

 

تو را چه سود
                 فخر به فلک بَر
                                    فروختن
هنگامی که
               هر غبارِ راهِ لعنت‌شده نفرین‌ات می‌کند؟
تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس‌ها
                به داس سخن گفته‌ای.

 

آنجا که قدم برنهاده باشی
گیاه
     از رُستن تن می‌زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را
                         هرگز
باور نداشتی.

 

 

فغان! که سرگذشتِ ما
سرودِ بی‌اعتقادِ سربازانِ تو بود
که از فتحِ قلعه‌ی روسبیان
                                  بازمی‌آمدند.
باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد،
که مادرانِ سیاه‌پوش
ــ داغ‌دارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد ــ
هنوز از سجاده‌ها
                      سر برنگرفته‌اند!

۲۶ دیِ ۱۳۵۷
لندن

توضیحات بیشتر »

شعر روز، ترانه‌ی بزرگ ترين آرزو، دشنه در دیس

بشنوید:

 

آه اگر آزادی سرودی مي‌خواند
 

کوچک
 
 
  همچون گلوگاه ِ پرنده‌يي،
 

هيچ‌کجا ديواری فروريخته بر جای نمي‌ماند.
 


ساليان ِ بسيار نمي‌بايست
 
 
  دريافتن را
 

که هر ويرانه نشاني از غياب ِانساني‌ست
 

که حضور ِ انسان
 
 
  آباداني‌ست.
 

 


 


همچون زخمي
 
 
  همه عُمر
 
 
  خونابه چکنده
 
همچون زخمي
 
 
  همه عُمر
 
 
  به دردی خشک تپنده،
 
به نعره‌يي
 
 
  چشم بر جهان گشوده
 
به نفرتي
 
 
  از خود شونده، ــ
 

 

غياب ِبزرگ چنين بود
سرگذشت ِ ويرانه چنين بود.
 


 


 


 

آه اگر آزادی سرودی مي‌خواند
 

کوچک
 
 
  کوچک‌تر حتا
 
 
  از گلوگاه ِ يکي پرنده!
 

 

دی ِ ۱۳۵۵
رم
 

توضیحات بیشتر »

از شاملو چه شعرهایی را بیشتر دوست داریم و چرا؟

درود . نمی دونم از کجای شعر شاملو باید شروع کرد و آغاز یک بحث چطوری باشه بهتره. اما باید خیلی ساده از یه جایی شروع کرد. انتخاب اینکه کدام شعر شاملو را بیشتر دوست دارم خیلی سخته ولی این کار یه خوبی داره و اینکه همه ی شعر های شاملو رو می خونیم و در موردش فکر میکنیم  و به همدیگه معرفی می کنیم. شاملو شاعر بسیار بزرگیه  و به گفته ای حافظ زمان خودش بود.  من شعر کبود از مجموعه ی هوای تازه را  بسیار زیاد هم خوندم هم دوستش دارم. به نظر من این شعر از خیلی ابعاد قابل بررسیه.   اوج تصویر سازی ذهنی، نوع انتخاب واژه ها که به نظر من گرم و پر حرارتند. آتشی که نا خواسته در دل و ذهن به پا میکند. اما در عین حال سردی خاصی شما را مبهوت در خود نگه میدارد. البته آنچه که من میگویم چیزیست که از درون حس میکنم و جدای از نقد های ادبی ست.

زير ِ خروش و جنبش ِ ظاهر
زير ِ شتاب ِ روز و شب ِ موج
در خلوت ِ زننده‌ي ِ عمق ِ خليج ِ دور
آن‌جا که نور و ظلمت، آرام خفته‌اند
درهم، ولي گريخته از هم،
آن‌جا که راه بسته به فانوس‌دار ِ روز،
آن‌جا که سايه مي‌خورد از ظلمت‌اش به روي
روياي ِ رنگ دختر ِ درياي ِ دور را ــ

آن‌جا کبود خفته

 نه غم‌گين نه شادمان..

چیزی که به نظر من اینگونه تصویر سازی و تشبیه ناب را به اوج رسونده جز روح و کلام شاملو نبوده که دو چیز متضاد در ظاهر را به گونه ای با هم در آمیخته که نه اینکه از هم جدا شدنی نیستند تو گویی یک آفریده ی بی مانند است.

"بي‌انتهاي رنگ ِ دو چشم ِ کبود ِ تو
وقتي که مات مي‌بَرَدَت، با سکوت ِ خويش
خاموش و پُرخروش
چون حمله‌هاي ِ موج بر ساحل، به‌گوش‌کر،
آن‌جا که نور و ظلمت داده به پُشت پُشت
آشوب مي‌کند!

حتی اینقدر این تصویر زیباست که تصورش در ذهن ، زیبایی را به شگفتی وا میدارد."بي‌انتهاي رنگ ِ دو چشم ِ کبود ِ تو
وقتي که مات مي‌بَرَدَت، با سکوت ِ خويش... خود این تصویر آنقدر ذهن را به اعماق زیبایی فرو میبرد که مست در معنی میشویم ولی پس از آن شاملو تصویر و تشبیهی شگرف تر میسازد:

چون حمله‌هاي ِ موج بر ساحل، به‌گوش‌کر،

پس از این میگوید:

اي شرم!
 

اي کبود!
 

تنها براي ِ مردمک ِ چشم‌هاي ِ اوست
گر مي‌پرستم‌ات.

اینجاست که شاملو شاعری خیال انگیز، واژه پردازو معنی آفرین است.

"خاموش‌وار خفته‌ي ِ اين مردم ِ کبود
در نغمه‌ي ِ فسون‌گر ِ جنجال ِ چشم ِ تو
نُت‌هاي ِ بي‌شتاب ِسکوت است.
 

يا آن‌که ناگهان در يک سونات ِ گرم
بعد از شلوغ و همهمه‌ي ِ هرچه ساز و سنج
بر شستي‌ي ِ پيانو
تک‌ضربه‌هاي ِ نرم.
اين رنگ ِ خواب‌دار
در والس‌هاي ِ پُرهيجان ِ دو چشم ِ تو
نُت‌هاي ِ تُرد و نرم ِ سکوت است."

شاملو موسیقی را خوب میشناسد ؟. زبان موسیقی به زبان شعر شاملو تشبیه شده یا بر عکس آن؟ هر کس موسیقی را بشناسد خوب میفهمد شاملو چه گفته است و هر کس شعر شاملو را در عمق وجود لمس میکند میتواند یک لحظه ی با شکوه در موسیقی را به خوبی درک کند. ولی جدای از این باز به این میرسیم که رشته ی ارتباط شاملو با هر چه زیباییست، پیوندی ژرف دارد.

"تنها براي ِ مردمک ِ چشم‌هاي ِ تو
سنگين ِ نرم ِ خفته‌ي ِ عمق ِ خليج را
بُت‌وار مي‌پرستم...

اي شرم!
 

اي کبود!
 

تنها براي ِ مردمک ِ چشم‌هاي ِ اوست
گر مي‌پرستم‌ات.

 

 

توضیحات بیشتر »

شعر روز، از عموهایت، هوای تازه

بشنوید:

 

نه به خاطرِ آفتاب، نه به خاطرِ حماسه
به خاطرِ سایه‌ی بامِ کوچکش
به خاطرِ ترانه‌یی
                    کوچک‌تر از دست‌های تو

 

نه به خاطرِ جنگل‌ها، نه به خاطرِ دریا
به خاطرِ یک برگ
به خاطرِ یک قطره
                        روشن‌تر از چشم‌های تو

 

نه به خاطرِ دیوارها ــ به خاطرِ یک چپر
نه به خاطرِ همه انسان‌ها ــ به خاطرِ نوزادِ دشمن‌اش شاید
نه به خاطرِ دنیا ــ به خاطرِ خانه‌ی تو
به خاطرِ یقینِ کوچکت
که انسان دنیایی‌ست
به خاطرِ آرزوی یک لحظه‌ی من که پیشِ تو باشم
به خاطرِ دست‌های کوچکت در دست‌های بزرگِ من
و لب‌های بزرگِ من
بر گونه‌های بی‌گناهِ تو

 

به خاطرِ پرستویی در باد، هنگامی که تو هلهله می‌کنی
به خاطرِ شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته‌ای
به خاطرِ یک لبخند
هنگامی که مرا در کنارِ خود ببینی

 

به خاطرِ یک سرود
به خاطرِ یک قصه در سردترینِ شب‌ها تاریک‌ترینِ شب‌ها
به خاطرِ عروسک‌های تو، نه به خاطرِ انسان‌های بزرگ
به خاطرِ سنگفرشی که مرا به تو می‌رساند، نه به خاطرِ شاهراه‌های دوردست

 

به خاطرِ ناودان، هنگامی که می‌بارد
به خاطرِ کندوها و زنبورهای کوچک
به خاطرِ جارِ سپیدِ ابر در آسمانِ بزرگِ آرام

 

به خاطرِ تو
به خاطرِ هر چیزِ کوچک هر چیزِ پاک بر خاک افتادند
به یاد آر
عموهایت را می‌گویم
از مرتضا سخن می‌گویم.

۱۳۳۴

توضیحات بیشتر »

شعر روز، دیگر تنها نیستم، هوای تازه

بشنوید:

بر شانه‌ي ِ من کبوتري‌ست که از دهان ِ تو آب مي‌خورد
بر شانه‌ي ِ من کبوتري‌ست که گلوي ِ مرا تازه مي‌کند.
بر شانه‌ي ِ من کبوتري‌ست باوقار و خوب
که با من از روشني سخن مي‌گويد
و از انسان ــ که رب‌النوع ِ همه‌ي ِ خداهاست.
 


من با انسان در ابديتي پُرستاره گام مي‌زنم.
 



 


در ظلمت حقيقتي جنبشي کرد
در کوچه مردي بر خاک افتاد
در خانه زني گريست
در گاه‌واره کودکي لب‌خندي زد.
 


آدم‌ها هم‌تلاش ِ حقيقت‌اند
آدم‌ها هم‌زاد ِ ابديت‌اند
من با ابديت بيگانه نيستم.
 



زنده‌گي از زير ِ سنگ‌چين ِ ديوارهاي ِ زندان ِ بدي سرود مي‌خواند
در چشم ِ عروسک‌هاي ِ مسخ، شب‌چراغ ِ گرايشي تابنده است
شهر ِ من رقص ِ کوچه‌هاي‌اش را بازمي‌يابد.
 


هيچ‌کجا هيچ زمان فرياد ِ زنده‌گي بي‌جواب نمانده است.
به صداهاي ِ دور گوش مي‌دهم از دور به صداي ِ من گوش مي‌دهند
من زنده‌ام
فرياد ِ من بي‌جواب نيست، قلب ِ خوب ِ تو جواب ِ فرياد ِ من است.
 



 


مرغ ِ صداطلائي‌ي ِ من در شاخ و برگ ِ خانه‌ي ِ توست
نازنين! جامه‌ي ِ خوب‌ات را بپوش
عشق، ما را دوست مي‌دارد
من با تو روياي‌ام را در بيداري دنبال مي‌گيرم
من شعر را از حقيقت ِ پيشاني‌ي ِ تو در مي‌يابم
 


با من از روشني حرف مي‌زني و از انسان که خويشاوند ِ همه‌ي ِ
خداهاست
 


با تو من ديگر در سحر ِ روياهاي‌ام تنها نيستم.
 

۱۳۳۴


 

توضیحات بیشتر »

فراخوان همکاری

سایت رسمی احمد شاملو، در صدد است که فعالیت‌های خود را با جذب نیروهای تازه گسترش دهد. از کلیه‌ی علاقه‌مندان احمد شاملو درخواست می‌شود چنان‌چه در حیطه‌های زیر در خود مهارت، وقت و همتی سراغ دارند با گروه مدیریت سایت تماس بگیرند:

  •  ترجمه به زبان‌های انگلیسی و اسپانیولی برای راه‌اندازی بخش‌های انگلیسی و اسپانیولی سایت شاملو.
  • وقت و انرژی برای مشارکت در اسکن، تایپ و مرتب‌سازی اسناد و منابع متنی آرشیو
  • دانش گرافیک به منظور مشارکت در تهیه‌ی لوگوها، طراحی سایت‌های وابسته‌ به سایت رسمی احمد شاملو و صفحه‌بندی کتاب‌های الکترونیکی و مجلات
  • خبرنگاری و تنظیم خبر به منظور پیوستن به گروه خبری سایت


علاقه‌مندان در ایمیل‌های ارسالی به مدیریت سایت، حتما موارد زیر را ذکر کنید، مدیران سایت پس از بررسی اطلاعات ارسالی با شما تماس خواهد گرفت:

  1. اطلاعات فردی، مشتمل بر نام و نام خانوادگی، سن، تحصیلات، جنسیت و محل زندگی: این اطلاعات را در متن ایمیل خود  بیاورید.
  2. تجربه‌ی کاری: به این منظور رزومه‌ی خود را در قالب فایل ورد یا آکروبات به ایمیل پیوست کنید: رزومه را حتما پیوست کنید، در بدنه‌ی ایمیل نیاورید.
  3. بیانیه‌ی هدف: در حداقل دو پاراگراف و حداکثر پنج پاراگراف ذکر کنید که چرا و چگونه می‌خواهید با سایت شاملو همکاری کنید، حضور شما چه فرصت‌هایی را  به مجموعه فعالیت‌های سایت می‌افزاید و این همکاری در کدام فاز از فعالیت‌های حرفه‌ای شما قرار می‌گیرد: بیانیه‌ی هدف را حتما پیوست کنید.


با سپاس
سایت رسمی احمد شاملو



 

برای آشنایی با مفاهیم رزومه و بیانیه‌ی هدف شاید متن زیر راه‌گشا باشد. در صورت ابهام، پرسش‌های خود را در قسمت نظرهای همین فراخوان با مدیریت سایت مطرح کنید.

رزومه سندی است یک یا حداکثر دو صفحه‌‌ای که نشان دهنده‌ی اهداف، تجارب کاری، موفقیت‌ها و مدارک تحصیلی افراد می‌باشد.

اطلاعاتی که در رزومه اظهار می‌شوند باید صادقانه و به دور از بزرگ‌نمایی باشند. اطلاعات موجود در رزومه را می‌توان حداقل به این بخش‌ها تقسیم کرد:

  • اطلاعات شخصی: نام و نام خانوادگی، تاریخ تولد، جنسیت، اطلاعات تماس

  • تحصیلات و توانایی‌های علمی: مدارک تحصیلی و سال ورود و خروج از هر دانشگاه، آموز‌ش‌ها در موسسات آموزشی دیگر

  • سوابق کاری و شغلی: نام موسسه یا شرکت محل کار، سمت شغلی، تاریخ شروع به کار، تاریخ اتمام کار

  • انتشارات و مقاله‌ها: نام کتاب‌ها و مقالات، نام ناشر، تاریخ انتشار

  • سوابق فعالیت‌های داوطلبانه: نام فعالیت، تاریخ پیوستن به فعالیت، مدت مشارکت

  • سوابق عضویت در نهادها و گروه‌های اجتماعی:  نام گروه، تاریخ پیوستن به گروه، مدت مشارکت

  • علاقه‌مندی‌ها

  • معرف‌ها 

 

بیانیه‌ی هدف معمولا متنی بین یک تا دو صفحه است با بیانی شفاف و روشن و به‌ دور از عبارات شاعرانه و استعارت و داستان‌سرایی. در آغاز شما خود را معرفی می‌کنید، سوابق تحصیلی خود را بیان می‌کنید و در نهایت اهداف شغلی و علاقه‌مندی‌های کاری و پژوهشی خود را ذکر می‌کنید. در واقع شما با این بیانیه نشان می‌دهید که مشارکتتان در مجموعه فعالیت‌های سایت شاملو چقدر برایتان مهم است و در چه پیوستاری با فعالیت‌های حرفه‌ای شما قرار می‌گیرد. 

توضیحات بیشتر »

شعر روز، تو را دوست می‌دارم، هوای تازه

 

 

بشنوید:

 

طرف ِ ما شب نيست
صدا با سکوت آشتي نمي‌کند
کلمات انتظار مي‌کشند
 


من با تو تنها نيستم، هيچ‌کس با هيچ‌کس تنها نيست
شب از ستاره‌ها تنهاتر است...
 



 


طرف ِ ما شب نيست
چخماق‌ها کنار ِ فتيله بي‌طاقت‌اند
 


خشم ِ کوچه در مُشت ِ توست
در لبان ِ تو، شعر ِ روشن صيقل مي‌خورد
من تو را دوست مي‌دارم، و شب از ظلمت ِ خود وحشت مي‌کند.
 

 

۱۳۳۴

توضیحات بیشتر »