قالب وردپرس درنا توس
  • گیل‌گمش: لوح اول

    گیل‌گمش خداوندگارِ زمین همه ‌چیزی را می‌دید با همه كسان آشنایی می‌جست و كار و توانِ همگان بازمی‌شناخت همه چیزی را درمی‌یافت از درونِ زندگی آدمیان و به رفتار ایشان آگاه بود رازها را و نهفته‌ها را باز می‌نمود دانش‌هایی به ژرفای بی‌پایان بر او آشكاره می‌شد از روزگارانِ پیش‌تر از توفانِ بزرگ آگاهی می‌گرفت. تا دور دست‌ها راهی بس دراز پیمود. سرگردانی طولانی وی سرشار از رنج‌ها، سفرش انباشته از سختی‌ها بود. سختی‌ها را همه، رنجور، به نیشِ آهنینِ قلم برنبشت. آثارِ سترگ و سختی‌های گرانش برسنگِ سخت نبشته شد. گیل‌گمش ــ پهلوانِ پیروز ــ گرداگردِ اوروك را به حصار برمی‌آورَد. در شهرِ محصور، پرستشگاه مقدس به كوهی سربلند می‌مانست. بنیادش سخت و پای درجا چنان است كه گویی …

    توضیحات بیشتر »
  • گیل‌گمش: لوح دوم

  • گیل‌گمش: لوح سوم

  • گیل‌گمش: لوح چهارم

  • گیل‌گمش: لوح پنجم

  • گیل‌گمش: لوح ششم

  • گیل‌گمش: لوح هفتم

آخرین نوشته‌ها

گیل‌گمش: لوح اول

گیل‌گمش خداوندگارِ زمین همه ‌چیزی را می‌دید با همه كسان آشنایی می‌جست و كار و توانِ همگان بازمی‌شناخت همه چیزی را درمی‌یافت از درونِ زندگی …

توضیحات بیشتر »

گیل‌گمش: لوح دوم

انكیدو از آستانه‌ی معبد می‌گذرد و به معبر گام می‌نهد. مردم از دیدارِ وی به شگفت می‌آیند. بالای عظیمش از همه بزرگانِ شهر درمی‌گذرد. موی …

توضیحات بیشتر »

گیل‌گمش: لوح سوم

انكیدو به تالارِ درخشانِ شاه گیل‌گمش پای می‌نهد. قلبش فشرده چون مرغِ آسمان در تپیدن است. شوقِ دشت و جانورانِ دشت در او هست. دردِ …

توضیحات بیشتر »

گیل‌گمش: لوح پنجم

در آنجا خاموش ایستاده بودند و جنگل را می‌نگریستند. به سدرهای مقدس می‌نگرند و به شگفتی در بلندی درختان نظاره می‌كنند. در جنگل می‌نگرند و …

توضیحات بیشتر »